الشيخ محمد علي الگرامي القمي
46
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)
فساد نصيبى نداشته است ، چون وقتى منصب حاكميت را به دست كسى كه واقعاً واجد آن نبوده و استحقاق آن را هم ندارد بسپارند او هرگز چنين روح محكم ومقتدرى ندارد كه بتواند قدرتهاى اين حاكميت را به طور صحيح به كار برد و اين همان است كه خداوند در قرآن مجيد اكيداً تذكر داده است : « آنها كه به آنچه خدا فرستاده حكم نكنند آنها همان ستمگرانند » . « 1 » خدا ، حاكم قانونى ! روى همين جهات اسلام در مسئلهى حاكميت قانونى ، به طور قاطع سخن گفته آن را از آن پروردگار مىداند . خداوندى كه بر پا بودن جهان و جريان اطراف آن تنها روى حاكميت واقعى او بوده و حاكميت بر همه را بدون شريك و رقيب دارد . قرآن اين مطلب را با بيانى رسا و كم نظير در آيات مكررى تذكر داده است : « فرمانى نيست مگر براى خدا ، امر فرمود كه جز او را نپرستيد اين است دين محكم » « 2 » جاى ديگر مىفرمايد : « پيروى كنيد آنچه را كه از خدايتان به شما فرو فرستاده شده و از اولياء غير او پيروى نكنيد » . « 3 » در آيهى ديگر ، قرآن انحراف از حاكميت خداوند را به كفر تعبير مىفرمايد : « آنها كه به آنچه خدا فرستاده
--> ( 1 ) - و من لم يحكم بما انزل اللّه فاولئك هم الظالمون . مائده : 45 ( 2 ) - ان الحكم الا للّهامر ان لا تعبدوا الا اياه ذلك الدين القيم . سورهى يوسف ، 4 ( 3 ) - اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم و لا تتبعوا من دونه اولياء . اعراف : 3